بچه های فضایی (قصه بچه های میبد )

امروز باز رفیقم که انشاالله هرچه طول قدشماهه عمر او باشه و بعد از اینکه با آواز شتری غزل خداحافظی خواند ازتو قبرش نور بباره نفس ور انداخته بدو بدو اومد که وخین بیا بچگا بیچاره شدن بیا ببین چطو مث مورچه­ ای که او تو کرشون [1] مکنن در رخته ان و درن [2] تو سر مزنن

گفتم مگه چه اتفاقی افتیده گف هیچی پدرآمرزیده ها مخوان این دل خوشی دم دسی هم از اونا بگیرن نمدونم کدون شیر پاک خورده ای پخ تو پاچه ی ­سردمدارا انداخته که مخوان فضاشونا ازشون بگیرن و دکونگشون تخته کنن 

گفتم الهی جزجگر شن این بادنجون دورقاب چینای بی جیره مواجب که همیشه­ ی خدا کاسه­ ی گرم تر از آشن . حالام که غصه نداره از در درشون مکنن از پنجره بیان تو

گفت پی­ یر خدا بیامرزم مگف غم بچه مردنم نی مترسم مرگ  راور[3] خونه­ ام شه اگه حالا کوتا بیان صبا هر دم درازی نیش و کچه ­اشون[4] مکنه .گیر کار اینه که خیلیا از رو خنکی یه گفی مزنن گفم که کوچه افتید یه کلاغ چل کلاغ مشه مگن در دروازه مشه ببندی در دهن مردم هرگز .

سردون درد نیارم این رفیق ما همین جور مث کیسه­ ی گردو کرکر [5]کرد و منو کشون کشون برد تا اون جا که مگف . دیدم هان راس مگه چه الم شنگه ایه . 20 ، 30 تا جوون عاقل و معقول درن تق تق مزنن رو دکمه های کی­ برد پیغوم و پسغوم مفرسن  

طفلکیا هرچه دق دل دارن سر این کلیدا خالی مکنن .بعضی­ ها موبایلشون بلن­ گو کردن وبا اون پیغوم مفرسن .پای گفاشون نشسم

امین مگف مخوام یه چیزی بنویسم ولی نمدونم چی بنویسم جز اینکه بگم من این فضا را دوست دارم

نگین نهههه می­ کنه و مگه اونوقت من این گفای بامزه ­ام را کجا بزنم و چه جوری مردما شاد کنم

محمدحسین : از این به بعد باید یه گوشه ی­ از دلمون رو واسه­ ی فضا خالی بگذاریم

حمید رضا : نگو اشکم دراومد

محمدحسین : این شتریه که رو همه مخوابه – این جوون خودشم مدونه که شتر روکسی نمخوابه بلکه درخونه ی آدما مخوابه . فضایی ها این جور حرف می زنن دیگه –

نگین پیغام تازه ای فرستاده : فضای من تموم قصه­ هام قصه­ ی توست دنیای من فضای من

محمدحسین یهو جوشی مشه و مگه به نظر من مشکلی نداره میتونید تعطلیش کنید

سیدحمید روش براغ مشه مگه شما واسه­ ی خودتون تصمیم بگیرید – تو دلش مگه آدم بالغ وکیل وصی نمخواد – ( این کلمه واسه نیشم می زنه نه میبدیه نه فارسی )

مهدی : دوستان اگه بافضا مشکلی دارن متونن نیان اختیار خودشون دس خودشونه

 باخودم گفتم : ای داد و بیداد دره زورچپون مشه . این بچگام دوس ندارن کسی ساز مخالف بزنه . بله تک بار هم از یه گوشه­ ی دگه صداش بلن کرد و گف – البته رو کی­ برد – هرکه ناراحته به سلامت !

محمدعلی هم که علم مخالفت بلند کرده بود  ازترسش حرفشو پس گرفت و گفت آقا پس تعطیل نکنین و گرنه اینا میان منو می خورن .

خیلی ها با صورتک حرف می زدند برای اظهار ناراحتی خود با فرستان صورتک های غمگین و گریان و برای اظهار رضایت صورتک شاد و خندان می فرستادن . یادی من بچه های میبد هم اون قدیم ندیما  یه جورایی به جای حرف زدن از نشانه ها استفاده می­ کردن ، مثلا نیشگ مکردن[6]  ، لنجگ مکردن [7] یا دسشون را با پنجه ­های باز به طرف آدم دراز مکردن . اگر هم خیلی ازچیزی بدشون میمد دست به پشت  رو بکومشون می زدن  این دگه خیلی بی ادبی بود بچه بودن دگه اونم از نوع میبدیش  

نگین که از ضد و نقیض گویی بچه­ ها خونش جوش اومده مگه منم دارم به این نتیجه مرسم برای اینکه در این سن 24 ، 25 سالگی ناراحتی اعصاب نگیرین تعطیلش کنین  

جوادکه از سردمداراست جواب مده این گفا دربرابر آنچه درپشت صحنه می شنویم هیچه وگرنه تصمیم گرفتن به موندن یا رفتن کار یک روزه

آذر میگه اگر تصمیم گیری براتون سخته ازچن تا بزرگترا که یه چیزی حالیشونه کمک بگیرین

نیلوفر هم که تو فضا یک کاره ای هست می پرسه مثلاً کیا آذر ؟

مسعود : استخاره بعض ( منظورش به از است ) همه چی هست

آذر : استخاره مال وقتیه که دیگه هیچ راهی نباشه نه اینکه هرجا گیرکردیم بریم استخاره بگیریم

آقای س. که یکی دیگر از سردمداران هست میگه ما یک معلمی آوردیم  خیرسرمون دسگیرمون باشه سوهان روحمون شد حالام هرطور شده تا آخر هفته سر قضیه هم میاریم .


[1]- ker : لانه

[2]-daran  : دارند

[3]-râvar  : راهبر، یادگرفتن راه

[4]-niš-o-koča: دهان ، نیش وکچه کردن یعنی مخالفت کردن با تند خویی

[5]-ker ker : نق و نق

[6] -nišogkerdan  : جمع کردن و جلودادن لب ها

[7]-lonjog kerdan  : جمع کردن دو لب و پایین دادن لب پایینی  

/ 8 نظر / 36 بازدید
elnaz

سلام آقای جانب اللهی بابت لطفتون فقط میتونم بگم ممنون... [گل]

StudioX

سلام. با نمک بود همراه با طنزی نغز و گویشی شیرین. امان از این فضایی ها که خدایی در و دیوار سفینه رو له ولورده کردن [گل]

nazi

[نیشخند][نیشخند] خیلی قشنگ بود خسته نباشین[گل]

مهدی

سلام همشهری با دوپست جدید آپم حتما بیا و نظرم یادت نره[لبخند][گل]

بنيامين

با سلام به وبلاگ حاميان دولت ولايي نيز سر بزنيد. مطالب ما را با دقت بخوانيد و نظر دهيد. در صورت تمايل به همكاري و حمايت سايبري از گفتمان و عملكرد دولت، به ما اطلاع دهيد. به اميد پيروزي حق بر باطل

مهدی

سلام درج یک خبر!،توهین به مقدسات و سکوت مسئولین! نظر یادت نره[گل]

دستتون درد نکنه جناب استاد. می تونم بگم تنها کسی که به فرهنگ وزبان ولهجه میبد در تمام گفتایش پایبند بوده شما هستین ومن خودم به شخصه خیلی علاقمند با چنین ادبیاتی لااقل در چنین مواردی که در فضاهای مجازی در رابطه با میبد هست رعایت کنم وبچه های امروزی رو با اصطلاحات وکلمات اصیل میبدی که در حال فراموش شدن هست اشنا کنم

محسن

استاندار یزد بداخلاق باجگیر بی بصیرت و ناکارآمد و بی لیاقت http://yazdma.mihanblog.com/ در نظرات خبراتون بذاريد منتشر ميشوذ