یاتنبون یا مدرسه

33-یا تنبون یا مدرسه

این از ترفندهای مدیر دبیرستان بود که یک معلم شهری را مأمور شلواری کردن بچه‌ها کرده بود . خوب میدونس که اگر معلمای محلی حتی خودشان بخوان همچو کاری بکنن پدرمادرا اولین حرفی که می‌زنن اینه که اگه راس مگی برو اول پی‌یر و فک وفامیل خودت شلواری کن . تو دبستان که بودیم کسی به تنبون پوشیدن آدم کاری نداش . از فردای روزی که شاگرد دبیرستانی شدیم . معلم ورزشمون که شهری بود با لهجه‌ی غلیظ یزدی گف دو هفته بهدون وخ مدم بعد این دو هفته دگه کسی حق نداره با تنبون بیاد مدرسه . البته خیلی از تنبون به پاها که تو کلاس ششم هم کلاسی بودیم دگه فاتحه مدرسه را خوانده و به دبیرستان نیامده بودند و گرنه فکرش بکن مثلاً اگه پسر هاشم پرپا به پی‌یرش مگف که باآد شلوار پاش کنه چه قشقرقی راه می افتید . تازه پی‌یر من که یک سر و گردن به‌از اینا بود وختی گفتم معلمون گفته دگه نباد با تنبون بی‌یید مدرسه . چشاش لک [1]کرد و گف یعنی باآد... برهنه بری مدرسه . گفتم نه بابا منظورش این بود که باآد شلوار پامون کنیم  . گف دگه بدتر کدوم آدم عاقلی ...کیسه مگیره تامجبور بشه مث آدمای چن کاره تو کوچه و بازار با قر و اطوار راه بره . کدوم معلمیت همچو غلطایی کرده . گفتم این معلم شهریه بابا . گف این عامو شهریگ بره شعر بافیش بکنه چه کارشه بچه‌ی مردمه

بگی نگی منم بدم نمیمد که شلوار پام کنم بنگا[2] تنبونم همیشه خدا پر رشک وشپش بود .تو دبستانم که بودم تقریباً همه بچه‌ها همین وضع داشتن سال به سال با یک تنبون میمدن مدرسه . بعضیاشون که شوها تو جاشون مشاشیدن با همون تنبون شاشی مدرسه میمدن .شلوار که باشه بالاخره عوض به درش مکنی . تازه شلوار محکم ترم هه . همین معلم خودون بود که تعریف مکرد زمان ما یکی از معلما با تنبون و قبای دراز میمد سر کلاس یک بار که یکی از بچه‌ها شیطنت کرده بود و خواست کتکش بزنه بند تنبونش به لبه‌ی میز گیر کرد و واشد و تنبوش ازپاش در اومد اقدری[3] که قبای بلند به دادش رسید من خودم یک بار تو خلا بند تنبونم گرخ نمدونی با چه مکافاتی خودم را به خونه رسوندم  تو کلاس ما تقریباً همه‌ی بچه‌ها تنبون پاشون بود . فقط یکی دو تا بچه آغی یون شلوار پاشون مکردن . و بچه های گنده تر ما که سبیلوگوشون[4] دراومده بود همیشه چششون دنبال اونا بود . بری همینم بود کسایی مث پی‌یر من شلوار پا کردن را عیب مدونسن . مگفتن مرد نباد غنبولش در بندازه حتی بعضی جوونا که اغوز [5]بودن و پرن تو تنبون مکردن مردم تف و لعنتشون مکردن  این جور کارا لات بازی مدونسن . تنبون بری خودش خیلی گف داش . مایه‌ی آبرو داری و نشونه‌ی مکنت مرد بود هرکه یه کم وضعش خوب می‌شد مگفتن تنبونش دو تا شده و چون کسی که تنبونش دو تا مشد به فکر میفتید که یک زن دگه هم بگیره مادرا اولین سفارشی که به دختراشون مکردن این بود که نگذار تنبون شوئرت دو تا بشه . مرد دوتنبونی هم که بالاخره کار خودش مکرد و یک زن دگه مگرفت کارش به جایی مرسید که مگف : یک زن بودم دو تنبون دو زن شدم هیش تنبون . هرکه هم وضعش خراب بود مگفتن تنبونش شده پاره  وصله بر نمداره . یا مگفتن فلانی آم [6] نفه نداره .

بالاخره معلم ورزش اگرچه نتونس هیشکدوم ازماها را ورزشکار کنه اما اقه [7] پیله کرد و یک روزم حرف آخر زد یا "تنبون یا مدرسه" . وقتی قضیه جدی ‌شد مادرم یک قبای کهنه بابام را شکافت و داد بی بی حکیمه پشت و روکرد و یک شلوار پت و پهن و یک کت تنگ و ترش برای مادوخت و ما تنبون را ول کردیم و مدرسه را چسبیدیم .

 


[1] -lok  : درشت

[2] -bangâ  : لیفه

[3]-eqadari ke : این قدرکه

[4] - sebilogošun : سبیل کم پشت

[5]-oγoz  : دوستدار خودنمایی . مغروروازخودراضی

[6] -âmm  : قالب ، چارچوب

[7] -eqqa  : به قدری

/ 3 نظر / 21 بازدید
مهدی

مرسی قشنگ بود

امید

پایدار باشید

مهدی

سلام همشهری با اجازت این پستو با ذکر منبع گذاشتم تو وبم[لبخند]