سینی برون

 

برمحمدو آل محححححححمدصلوات  .سیدخالق یک دست زیر ویک دست بالای آیینه ی قدی گرفته بود و جلو جلو می رفت هرچند قدمی که برمی داشت می گفت برمحمد وآل محمد وح محمد را تا اون جا که نفس داشت می کشید بعدش مگف صلوات . مردم هم همه با همین طوری جوابش می دادند دود اسفند چشامو به اشک انداخته بود روی پای خود بند نبودم  دوماتی آغاحسین بود که برادر شوهر خواهرم مشد منم سینی سر گذاشته بودم  و دلم خش بود که به منم حکماً پاکت مدن و برای اولین بار پولی که خودم در آوردم  و در اومد خودمه متونم هرجور که دلم خواست خرجش کنم  از خونه ی پی یر آغاحسین تا خونه ی پی­یر زنش همین جورشم خیلی راه بود ایناخو بری که مردم بیشتر سینی ببینن مارا دور محل گردوندن ملم داش تو تنه­ام فرو مرف سینی لو کنگره­ای بی­صاب همین جورم خودش نیم من وزنشه چه برسه که سه تا قند صددرمی هم بذارن توش و بگن سر ال برو . حالا خدا رحمی کرده دومادیا بری اینکه شماره ی سینیا بالا ببرن تو هرسینی خیلی کمتر اونچه که جاداشت چیزی مذاشتن سید علی رفیقم  که بچه ی سید بود چراغ توری داده بودنش بیاره کنار کنار من داش میمد گفتم بچه سید شمردی چن تا سینیه گف من خیلی وخ مشه که اقه سینی ندیده بودم چراغ و آیینه اش که در کنی هبده تا سینی مشه

من :  حالا چه چی تو این همه سینی گذاشتن

 سیدعلی : 7 تا سینی خو  فقط قنده یکی هم شاخ نباته ، یکی ام خو تخم مرغ رنگ کرده و بادوم و گردو و اینا هه 

من . حکماً شیرینی ام پره

 سیدعلیگ . چهار تا سینی باقلوا و پشمک وحاجی بادوم و قطاب و این کوفت و زهرماراس

من . هی ماشالله کی اقه شیرینی مخوره

سیدعلیگ . غصه دو  این گفا نباشه چیزی که پره آدم مف خور

من . تا این جا روهم چن تا شد

سیدعلیگ دساش اوئورد جلو تاخواس روهم حساب کنه سید خالق گف برمحمد و آل محححححمد صلوات مردمم جوآبش دادن . حسین لوطی بنه کرد عربونه زدن سیدعلیگ گف رسیدیم لوطیا نزیک خونه ی عاروس که مرسن بزن بخوانشون شروع مکنن محمود لوطی ام بنه کرد تنبک زدن وخوندن : آی گل گندم گل گندمه ،دختر مال مردمه،  گندما کی می خوره  گندما موش می خوره ،  آی گندم گل گندمه ، دختر مال مردمه  مردم که فهمیده بودن دوماد لوطی اوئورده همدگه خبرکرده بودن و تو کوچه ی عاروسونی گوش تا گوش واسیده بودن دود اسفند داش کورم مکرد یکی دوبار زنکا تله ام دادن هرجی بود هاش سینی سرم بیفتم روشون یهو همه شون صدا توصدای هم انداختن وگفتن الله شاه لولو لولو  دم خونه­ی عاوس پی­یر زن و چن تادگه اومدن پیشباز و گفتند سینیا ببرید تو تالار بعد دوماد اومد لوی تالار ووسید و یکی یکی سینی ها از روی سر سینی برا ورداشت و یکی پاکت داد دسشون نوبت منم که شد گفت آقا رضا تو دگه چرا زحمت کشیدی انشالله سینی خودت سر بذارم سینی از سرم ورداشت  و پاکت داد دسم  من ازخیر شربت گذشتم دوئیدم خودمو رسوندم سر کوچه سرپاکت واکردم برق که نبود تو نور مهتو دیدم یه نوت دوتومنی تو پاکته

واژگان

1- پی یر piyar: پدر 2- همین جورشم hamin jurošam  : همین طور هم 3- خو  xo: که 4- ملم  molom: گردنم 5- لو  low: لب ، دراین جا به معنی لبه است 6- سرال  sar el: بگذار روی سر 7- اقه eqqa  : این قدر ، این تعداد 8- کوش وسرپایی  kowš-o  sarpâi: کفش ودم پایی 10- تله دادن tola dâdan  : هل دادن  11- هرجی بود harjey bud  : نزدیک بود 12- شاه کشیدن  šâh kašidan: هلهله کردن 13- پسه passa  : نوبت 14- نوت   nut: اسکناس   

/ 1 نظر / 39 بازدید
شهرزاد

دست مریزاد زحمت کشیدی . ازآشپزی سنتی منویسم