خیابون

چند سالی می شد که به ده خودمون نیومده بودم راس کوچه ی بارجین از اتوبوس پیاده شدم شنفته بودم که تو دهمون خیابون درکردن و حالا من دم این خیابون که خاک و خلی بود ووسیده بودم و آمار خونه ها مگرفتم مخواسم ببینم  خونه­ ی کیا خراب شده ده دو شقه شده بود و استخونای هرشقه از تن خونه ها دو برخیابون بیرون زده بود این جا و اون جا دست و پاهایی ازخونه ها افتیده بود دل و روده هاشون پخش و پلا شده بود از اون کوچه ها ی خاکی که تا مچ پای آدم تو خاک فرو مرف خبری نبود چه کیفی مکردیم با این خاکا اونوقتا که بچه بودیم و کوچه ها خلوت بود دوس داشتیم که مث چپیشگ (1) یا مث گَو (2) همین جور که داریم راه خودمون مریم  رو این خاکا بشاشیم  و بریم و پشت خود خط  زنجیری رو خاکا بذاریم . های گفتی این جا باغچه علی بود چه حسرتی به دلم مونده بود که یه روز بیام این جا و با بچه ها والیبال بازی کنم باباهه نمذاش مگف نباد گَل (3) بچه ها بیفتی . هی هی اینم پل باغ زردکه و اینم انبار تازه سازی که حاجی کاظم ساخت تا جای پسری که نداشت اسمش زنده نگر داره  آی داد و بیداد آدما میرن و یادگاراشونم مره این جا متونسم از ته رخونه و میدون دروگ برم رو برخونه (4)اما راه خودما دور کردم که بیشتر ببینم و بیشتر غصه بخورم حالا درم به بازار نزیک مشم این خونه ها که تو کوچه ی باغ زردک بود هیچ کدوم اثری ازش نی . بازارا بگو ! اَ نگاه کن هیچی ازش نمونده . چقه سفره ی خمیر رو دوش انداختیم و اومدیم این جا دکون نونوایی برامون نون بپزه صبح ها تو سرمای زمسون بابا از ته ولات مفرستادمون بیاییم این جا اوگوشت کله بگیریم . این جام سردو راهی بود متونسم از کوچه پس کوچه های باقی مونده برم رو برخونه اما دلم ورنومد بهتره برم از کوچه ی درخت امام رضا برم .ای ی ی درخ دگه چرا این جوری شده . اینکه همه ی پر و پتش (5) رخته .چه یال وکوپالی داش این درخ اون روزا که مگفتن کمر راس مگیره که نخل از زیرش رد بشه . په کو اون همه علم و خرده ریزای پارچه هایی که حاجتمندا گلش بسه بودن .  کوچه هام که سنگ و سغاز(6) پاشیدن و دگه از اون خاکا خبری نی . ها اینم میدون بزرگ . هنو روپاش ووسیده چه محرمای پرشوری داشتیم این جا . چقه سر این محله و اون محله دعوا شد این جا . کجایند حسین دینه ها و عباس سیاها که قالبای یخ را مشکسن و به سر وکله ی اون محله ایا مزدن .حیدرعلی که همیشه چن تا منداخ دنبال خود دسه ی جلی(7) مگرفتن یه بار مث عربا چفیه سر مبسن لخت مشدن و مجسن تو میدون با سینه های سرخ شده از ضربه ی دست ها   و با چنون شوری به سینه مزدن که آدم فکر مکرد الآن کله هاشون ازجا کنده مشه . دوباره مرفتن دسه ی حید حیدر راه منداختن هر یکی یه شمشیر دس مگرفتن یهو می پریدن تو میدون و می خوندن حیدرحیدره حیدر صفدره حیدر . دسه ی تیغ زنا که صب عاشورا مرفتن تو حموم کوچیکگ جلوی سر متراشیدن و برسرزنون میمدن تا دم میدون یه کفن منداختن گردن و حاج مندسن با تیغ دلاکی فرقشونا مشکافت وخونین و مالین وارد میدون مشدن چه غلغله ای بر پا مشد زنا ویه(8) مکردن و بچه ها جیغ مکشیدن . از کتل بسن ونخل بردن که نگو  . چه کار که نمکردن .  هیچ کتابی ، هیچ واعظی نمتونس این جور همه ی آنچه درکربلا گذشته بود به ما بچه ها یاد بده .

واژگان :

1- چپیشگ  čapišog  :بزغاله ی نر 2-گو : گاو 3- گل کسی افتیدن : همراه و هم بازی کسی شدن 4- روبرخونه (ru bar xuna): به طرف خانه 5- پروپت : (par-o pot)شاخ وبرگ 6- سغاز (seγâz): سنگ ریزه  7- دسه جلی (dassajoli): دسته های پراکنده وغیر منظم 8- ویه کردن (vikerdan): فریاد کشیدن زنان . جیغ زدن

 

/ 0 نظر / 29 بازدید