طلبون دختر

مادر روکردبه طوبی و گفت تاحالاشده خی کنی گوشات دراز شده

طوبی اوا خدا نکنه یعنی خودوما خر ببینم دگه چطو شده مگه تو خدا نکرده این فکرا مکنی

مادرگف  چه جورن ، یکیه که خیلی منو خرحساب کرده دس وردار  هم نیس  هفته ی یپیش که با افسرگ رفته بودیم حموم به اسم خوشبا خوش اومد افسرگ بغل کرد  و ماچش خورد ودهن و زیر بغلش بو کشید خودم دیدم لنجش پیش اومد وسولاخای بینیش هم چسبید بعدم بری اینکه ببینه دخترم اصولگ داره یا نه گف یک کیسه پشتش بکشه  دیروز دم غروب سرزده اومد خونم که باغ بودم ایرا ردمشدم دیدم تا برم خونه نمازم قضا مشه اومدم خونه ات سر او رم [1] و نماز بخونم . زنکه ی دینه خی مکنه خرم حالیم نی تو گفتی و ماهم باور کردیم مخواس سرزده بیاد   خونه ام  ضبط و ضابطگم ببینه

طوبی : بری همینه که گفته ان کسی که دختر داره باد خونه اش شسته رفته باشه . حالا این خو ولش کن تا حالا صد تا خونه تو رفته فکر کنم همه ی دخترگای محل بو کشیده آخرش هم یه چغندر کناربند گیرش میاد  مگن "هرکه بیشتر سنگ شور کنه بیشتر ریگ زیر دندونش مره" . تو هم به قباد بر نخوره دختر مث تقای دم در ممونه که گدا و تاجر روش مشینن .

مادر درسه که گفته ان که نباآد ندیده و نسنجیده دختر بری پسرت بگیری اما این دگه شورش در اوئورده ما که یک عمره دریم با هم زندگی مکنیم و خبر همه چیز هم داریم  هرچه قسمت کرده همونه بچگا خودشون باآد بخت و اقبال داشته باشن ماچه کاره ایم  ما وظیفه داریم اگه سنگی جلوی پاشونه کنار بزنیم که پا ورنزنن .


[1] -sar-e-ow ram : سرآب رفتن یعنی دستشویی رفتن و وضوگرفتن

/ 1 نظر / 18 بازدید
سیروح اله

واقعا زیبا بود............ممنون