توجیه

28– توجیه

 آخوند قمی ازپله های منبر بالا رفت . هنوز روی منبرجا خوش نکرده بود که  سید قلعه‌ای بلند شد وگفت ده تا بچه دارم برای هریکی یک تومن مخوام . دایی محمد گفت سید قربون جدت بشم اگه نصف زحمتی که شوها مکشی وبچه زیاد مکنی  روزا کارکنی به چارتا کور وکچلی مث من محتاج نمشی . صدای خنده مردم فضای مسجد را پر کرد . آخوند گفت صلوات بفرستید . در هیایوی فضای شکسته مسجدکسی جواب دندان شکن سید را نشنید که گفت : جدم به کمر نداشته ات بزنه توکه علوه[1] بر روز شو هم بیکاری  وهمچنان پای منبر ایستاد. یک نفر حواله پنجا نخود. دیگری حواله صددرم قند و چند نفرهم پول نقد به سید دادند . آخوندگفت خدا برکت بده و مردم صلوات فرستادند، یعنی که سید برای امشبت بسه بنشین ، بابا به پهلو دستی خود گفت این رمضون هم بونه وفرصت خوبی شده بری گداها که بیان توجیه کنن . پهلودستی بابا گفت هان ضرب المثل مسجدِ نساخته گداش حاضره اشاره به همین رسم دارد.حالا محمد یه چیزی خنکی کرد و گف اما این سیدهم خدائیش بوخی کاری ازش بر نمیاد . بابا گفت خدا را شکر ولات ما زیادگدا نداره . این سه چهارتایی هم که هسن واقعاً مستحقن . پیر و ازکارافتاده‌ان اما تا بوخی بچه دارن . پهلو دستی گف هان از این یه کار وا نممونن .اما کاش فقط از شهر خودون بودن از دور و برا بیشتر میان ، دیشو از کذو[2] و عقدا گدا داشتیم .بعضیشون خو آدم نمدونه ازکجا میان

بابا بحث گدا را عوض کرد وگف تو مگی امسال هم این آخوند قمی مخواد پا توکوش صوفیا بکنه . پهلودستی گف دیشو خو سرگش شروع کرد . هان اوخو دس ور دار نی پارسال با وجودی که از دست یکیشون سیلی خورد بازم گف خودش زد.این جوونایی که با موتور دنبالش راه میفتن آتیش بیار معرکه هسن

بابا نه آخوند چشش دهن دو تا بقال و قصاب نیس که خاطر اونا رو اَو (آب)  بیفته . این گفت وشنود ها از اول هم بوده

پهلو دستی اما تا حالا من نشنفته بودم کسی به صوفیا سگ بگه این لقب دگه ازکجا اوئورده

بابا مثی که ساخته و پرداخته خوداشونه . نمدونم مگن یکیشون بوده که رو مهرش نوشته بوده سگ درگاه علی

پهلو دستی بابا گفت غلط نکنم شاه عباس بوده . حالا این بیچاره‌ها کارشونه خیر و شر نبود که . تازه تقیه مکردن و ظاهرشون هم نشون نمداد که صوفی ان

بابا : پی‌یرشون البته کتمون نمکرد و مث اینکه از  کله گنده هاشون هم بود اما این بچگاش منم هیشوخ نشنفتم که تظاهر به این کارا کرده باشن   بگی نگی این شیخ هم نباد ولات به هم مزد

پهلودستی : شیخ امسال خونه کی منزل کرده

بابا مث سالای دگه خونه حاجی مندسماله

پهلودستی بابا :  باآد به حاجی مندسمال بگن به شیخ بگه یه خورده شلش کنه . اقه" او تو کِرِ مورچه نکنه "[3]، این طناف هرچه بیشتر بکشی بدتر پاره مشه . تومردم دودسگی میفته

بابا : باید ببینیم کی از اول دو به هم زنی کرده وبه شیخ ندا رسونده که ما صوفی داریم

پهلودستی : کار همون داش مشدیای زیربازاره که ته خودشونم باد مده . یه وختی بود که صوفیا این جا بر و بیایی داشتن وخونقاه وبند و بساط .

بابا : گویا بین خوداشونم دو دسگی بود

پهلودستی : هان یه دسه میبدی بودن که جزء فرقه دگه ای حساب مشدن اونا نمدونم خاکی ، خاکسری همچوچیزایی بودن

بابا : حکماً منظورت خاکساریه .

پهلودستی : هان یه همچوچیزی

بابا : صوفیای فیروزآبادخو مگن رئیسشون گناباده

پهلودستی : خوبیش اینه که مردم ما کارشونه خیروشر نی حالا کارندار دو تا بچه پابرهنه توکوچه پس کوچه دوتا سگ هم به اینا بگن و بگریزن بزرگترا رو خود نمیارن [4]

بابا : واله مردم به این نجیبی که با گور و جهود دارن مث سون ومون آدم زندگی مکنن صوفی که جای خود داره

پهلو دستی : هان جهودا که مخصوصا خیلی هم یارغار مردم شدن . راس مرن تو خونه‌ی مردم بساطشون پهن مکنن . پارچه مفروشن نسیه هم مدن

بابا : حساب کتاباشونم رو در خونه ها منویسن

پهلو دستی : هان هیش درخونه‌ای نی که خط جهودی روش نباشه

آخوند قمی که خیلی وقت بود بابا و پهلو دستیش را زیر نظر داشت گفت بعضی دوستان مث اینکه احوال پرسیشون تمام شدنی نیس. صلوات بفرسین

بابا به پهلو دسیش گف آخوند به ما زد

پهلودستی بلند گفت بر محمد و آل محمد صلوات

بابا گفت لال ازدنیا نروی صلوات سوم


[1] -alava  : علاوه بر

[2] - kezow : کذاب ازروستاهای ندوشن  

[3] - ow tu ker-e murča nakona : آب درلانه‌ی مورچه نریزد

[4] - ru xod namiyâran : به روی خود نمی آورند . خودرا به نادانی می‌زنند

/ 0 نظر / 18 بازدید