دنباله چکیده چهل گفتار

پوشاک

 پوشاک نقش مؤثری درتعیین هویت اشخاص دارد،لذا مستقیما باقشربندی اجتماعی در رابطه است در نظام اجتماعی میبد به تعبیر و تعریف مردم مشخصا چهار قشر با عناوین زیر وجود دارد:

1- بزرگون: قشر کوچکی از جامعه میبد هستند که تا پیش از دهه 50 از بیشترین امکانات اقتصادی برخوردار بودند و وجه امتیاز آن ها نه تنها در میزان مالکیت بیشتر بلکه عمدتاً در منزلت اجتماعی بود که از اجدادخود به ارث  برده بودند ، این قشر برای اداره املاک خود پیشکار و آبیار داشتند، در کارهای خدماتی سرمایه گذاری می کردند ،با دخالت در امور روستا و محله نقش مدیریت را برعهده می گرفتند.

 

2ـ آغی یون (aYeyun) : از لحاظ مالکیت در مرتبه پائین تر از“ بزرگون “بودند ، امابه علت قرابت سببی و نسبی  با“ بزرگون “ در ردیف آن ها محسوب می شدند، ولی اشرافی بر مردم نداشتند، بیشتر از درآمد املاک خود امرار معاش می کردند ،برخی از آن ها مشاغلی مثل داد  وستد کالاهای روستایی (تاجر روستایی)، نمایندگی بعضی شرکت ها داشتند، یا صاحب کارگاه های تولیدی بودند،گاهی رباخواری نیز می کردند، در این قشر یک زیر گروه وجود داشت که بااصطلاح «آبرومند» مشخص می شد

3ـ رعیت (rayat) : در مقایسه با بزرگون ثروت کمی داشتند، ازمحل کشاورزی یا مشاغل جنبی آن امرار معاش می کردند.

 4-رعیتی: اکثریت قاطع جامعه میبد در دوره مورد بررسی (دهه 40- 50 ) قشر رعیتی تشکیل می داد ، این  قشر آب و زمین کمی برای کشاورزی داشت ، یا اصلا فاقد آن بود،بیشترآن ها کارگرکشاورز یاصاحب مشاغل خدماتی بودند.

الف-پوشاک: پوشش سرمردان عمدتا کلاه است که انواع مختلف دارد،قشررعیتی ازنوعی پوشش سر به نام “عرقچین“استفاده می کند بزرگون کلاه ترک دار به سر می گذارند،که 6 ترک است،و از پارچه ترمه    می دوزند،این قشرهمچنین ازکلاه دوری  ( دوردار=شاپو) بخصوص برای خارج ازخانه نیز استفاده می کند،صاحبان بعضی حرف کلاه مخصوص خود را دارند،مثلامقنی هاازکلاه آجیده دوزی که لائی پنبه دارد به سر می گذارندتا هنگام حضور در راهرو قنات یاپائین چاه اگر سنگی به سرشان خورد آسیب نبینند.مردان ازهر قشری ازشال نیز برای پوشش سراستفاده می کرده اند که امروزه به ندرت مورداستفاده است،.شال نیز انواع مختلفی دارد،مشهورترین وشیک ترین نوع آن شال “شیر وشکر“است که اوایل فقط بزرگون وکسانی که به مکه رفته بودند،به سر می بستند،شال چلواری مخصوص افراد عادی وشال ململ مخصوص آخوند ها است . برای بستن شال ،گوشه آن را روی شانه می گذارند و باچانه خود نگه می دارند          وشروع به پیچیدن می کنند،و آخرین قسمت باقی مانده را میان لایه شال فرو می برند.درقدیم شیوه بستن شال دراقشار و گروه های سنی مختلف متفاوت بود،مثلاتازه دامادها گوشه شال را درجلو یا پشت سر چتری کرده مثل تاج خروس دربالای سرقرار می دادند .پیرمردان شال را به گونه ای   می بستندکه درجلو یپیشانی حالت مثلث شکل داشت .داش مشتی ها یک تاج جلوی سرباقی می گذاشتند و بخشی ازشال را پشت سر رها  می کردند.پیراهن مردان درقدیم یقه چپ داشت که با قیطان  روی شانه چپ بسته می شد،مردان همچنین از بالاپوش به اشکال و نام های متفاوت استفاده می کردند،رایج ترین آن ها در اوایل ارخلق(arxoloq)  بود که بلندی آن تا زیر زانو می رسید و در طرفین چاک داشت ،جنس پارچه آن برای“ بزرگون“ ابریشمی و برای“ رعیت“ ازکرباس بود که با جوهر آبی یانیلی رنگ می کردند ،بعدها“قبا“جای آن راگرفت،که به همان بلندی ولی بی چاک بود.و برگردان یقه داشت ، وجنس پارچه آن کرباسی بودکه ازنخ پنبه خودرنگ به نام “مله“(malla)  می بافتند،پای پوش مردان نیز تا قبل ازرواج شلوار، تمون مشکی بودکه  از پارچه “جیم “ (درشت بافت)یا پارچه مصری(ریزبافت)می دوختند،رعیتی ها“تمون رکابی “می پوشیدندکه    پاچه های گشاد داشت وبه شلوار کردی معروف بود وجنس پارچه آن از کرباس بود که به رنگ نیلوفری یا سیاه رنگ می کردند.تا دهه 40 1350  تقریبا همه از گیوه به عنوان کفش استفاده می کردند که انواع مختلفی داشت

ب -پوشاک زنان: پوشش سر چارقدچیت و چارقد تور بود که خودشان باقلاب می چیدند نخ آن شبیه نخ قرقره بود که به رنگ مشکی برای محرم می بافتند ،چادیشو (چادرشب) که دونوع بود

1-کژی : که مخصوص بزرگون ( آدابی ) بود و درمیبد هم ( بادستگاه کرباس بافی) می بافتند

2-چادر“بندکمری “( عربی ) که دوختی کیسه مانندداشت و با یک بند        ( درمحل سینه ) به دور کمر بسته می شد و فقط بزرگون به سر          می کردند.تن پوش زنان پیراهن بلند بودکه درخانه می پوشیدند .نوع دیگر آن “پرن پالتو“که پیراهن کوتاه و جلوباز شبیه بلوز بود و باشلیته            می پوشیدند،بالاپوش زنان کت  بود از جنس فاستونی ،مخمل یا ترمه که در زمستان روی پرن پالتو باشلیته می پوشیدند ،پای پوش زنان درقدیم چاقچور بودکه شلواری دکمه دار و دم پای آن تنگ وچسبان بود، تمون مشکی هم می پوشیدندکه اعیانی آن لیفک دار بود و دوخت آن شبیه شلوارهای امروزی بود ،زن ها نوعی دامن به نام شلیته می پوشیدندکه پرچین و تا سرزانو بود،پوشش پای زن ها نیزگیوه ظریف شیرازی (بزرگون)وگالش برای افرادعادی بود.

 

ج-پوشاک زنان زرتشتی

 

1-کلاه: کوچک و سه گوش از جنس زری ، مخمل یا ابریشمی است که دوگوشه آن را در پشت سر با قیطان به هم می بندند ، حاشیه جلوآن نیز یراق دوزی شده است  روی کلاه معمولا روسری سر می کنند

2-مقنا(maqnâ) : پارچه ای مستطیل شکل حدود سه متر است که یک سرآن را روی سرانداخته و دنباله آن را از زیرگردن به طرف دیگر سر می برند و بالای سربا سنجاق می بندند ، برای اطمینان بیشتر درپشت سر نیزسنجاق دیگری به آن می زنند.

3-لچک: که فقط روی گوش و پیشانی را می پوشاند.

4-چارقد: پارچه مربع شکل بلندی که دولای آن روی هم می گذارند و به صورت سه گوش مثل روسری سر می کنند، اغلب ازپارچه های کودری وچیت می دوزند

5-پرن: شامل زیرپوش و پیراهن آستین بلند ی که تا زیر زانو می رسدو یقه آن درجلو به اندازه دو دکمه باز است و معمولا به رنگ های روشن سفید و صورتی است،در زمستان علاوه برلباس گرم چارقدی کاموائی وسه گوش می بافند و مثل شال روی شانه های خود می اندازند

6-شوال : که تا زیر زانو است و سر پاچه های آن کش می گیرند ، بالای شلوار نیز کش دار می کنندو اغلب به رنگ های مشکی و سرمه ای است  

7-کفش : درقدیم گیوه سفید رنگ زنانه که ظریف تر و باریک تر بود ، اکنون بیشتر دمپائی می پوشند

پوشاک مذهبی زرتشتیان

1-سدره : سدره پیراهنی است گشاد، با آستین کوتاه و بدون یقه که از پارچه سفید درست شده و زرتشتیان آن را در زیر لباس های دیگر         می پوشند،در جلو سدره از گریبان به پائین چاکی دارد که تا سینه        می رسد و در انتهای آن کیسه کوچکی قرارگرفته به نام کیسه کرفه که به عقیده زرتشتیان مومن محل ذخیره ثواب است

2-کشتی(کستی) : بندی  باریک و بلند است که از72 نخ پشم         می بافند، 72 نخ را هنگام بافتن به شش قسمت که هر یک دارای 12نخ است تقسیم می کنند و به هم می بافند و هنگام بافتن گره هائی به دو انتهای کشتی می دهند. کشتی بر روی سدره و به این ترتیب می بندند: سه دور باید به دور کمر بپیچد،که در دور دوم دو گره به جلو و در دور سوم دوگره از پشت سر به کشتی می دهند

3-پنام: (panâm) : پارچه نخی سفید و مستطیل شکل با نوارهائی که به دوگوشه آن دوخته می شد.مؤبدهای زرتشتی از آن به عنوان پوشش صورت استفاده می کردند، تا آنکه نفس آن ها آتش مقدس را آلوده نکند، به آن روبند نیز گفته می شد.

د-نشانه شناسی پوشاک:با پوشاک بخصوص پوشش سر همواره نوعی پیام نمادین همراه بوده است که از طریق نشانه های خاص این پیام فرهنگی را القا می کردند، مثلاکلاه  هم از لحاظ نوع و هم از نظر جنس وحتی طریقه به سر گذاشتن یا بستن آن بار فرهنگی متفاوتی داشت

1-کسی که تازه داماد بود عرقچین سفید به سر می گذاشت و شیوه به سرگذاشتن هم کج ومایل به سمت چپ سر بود

2-کلاه شاپو مخصوص اقشار مرفه بود

3-جوانان شال را به گونه ای می بستند که یک گوشه آن مثل تاج خروس در بالای پیشانی قراربگیرد

4-افرادمسن بخشی ازگوشه انتهائی شال را آزاد در پشت سر رها       می کردند

5-شال شیر و شکری را فقط بزرگون و کسانی که به مکه رفته بودند به سر می بستند

6-اگر عمامه کسی ازسر بر می داشتند بزرگ ترین توهین به او بود

ه-تحولات پوشاک:تقریبا بیشتر رژیم های حاکم نسبت به پوشش سرحساسیت نشان می داده اند،چنان که:“ تغییر مکرر سربند در واقع شاخصی  از تغییر یک رژیم است“.به عنوان مثال صفویه کلاه 12 ترک به نشانه 12 امام را رواج دادند، بعد نادرشاه آن را به چهارترک به نشانه چهارخلیفه تبدیل کرد، زندیه و قاجاریه نیز هر یک مروج کلاه مخصوص به خود بودند،و سرانجام رژیم پهلوی نخست کلاهی به نام پهلوی وسپس کلاه لبه دار غربی را اجباری ساخت .و اماتغییرات سایر قسمت های پوشاک بیشتر با تغییرات اقتصادی و تأثیر پذیری  فرهنگی ارتباط دارد، مثلا در میبد "کویتی ها"(مهاجرین فصلی که برای کار به کویت می روند)        دراین زمینه نقش عمده ای داشته اند

/ 0 نظر / 31 بازدید